
سلام وقتتون بخیر باشه اگر که دوست دارید مسیر عکاسی شدن و داستان تبدیل شدن یک علاقمند به عکاسی به یک عکاس حرفهای رو بشنوید پیشنهاد میکنم که تا آخر این متن با من همراه باشید
داستان برمیگرده به دهه ۸۰ شمسی زمانی که عکاس قصه ما برای اولین بار با یک دوربین یاشیکا ام اف ۲ مشکی با عکاسی اون هم به صورت آنالوگ آشنا شد و از اونجا بود که علاقه شدید عکاس قصه ما به عکاسی شروع شد.
اون زمان عکاسی مثل الان راحت و آسون نبود اون زمان برای عکس گرفتن نگاتیو یا همون فیلم تهیه میکردی فیلمهای ۱۲ تایی ۲۴ تایی و ۳۶ تایی که اگر کسی فیلم ۳۶ تایی روی دوربینش بود خیلی لوکس و لاکچری به نظرمیرسید.
تحول بزرگ همه چیز دیجیتال شد
داستان عکاس قصه ما و مسیر عکاسی شدن همچنان ادامه داشت و اون با دوربین آنالوگش از هر چی که به نظرش جالب میومد و دوست داشت که ثبتش کنه عکاسی میکرد تا اینکه رسیدیم به سال ۱۳۸۵برای اولین بار اون اولین دوربین دیجیتال خودش رو که یک کنون اس ایکس ۸۰ بود خریداری کرد و بعد از اون دنیای عکاسی اون دیجیتال شد
دنیایی که در اون راحت میتونست عکاسی رو به صورت دیجیتال انجام بده و دیگه نیازی به فیلم و منتظر موندن برای ظاهر شدن عکس نبودب عد از اینکه عکست رو میگرفتی میتونستی بلافاصله اون رو ببینی و خوبیش این بود که اگر اون عکس رو پسند نداشتی میتونستی مجدد عکاسی کنی و یک عکس مورد پسند خودت رو داشته باشی
تصمیمی برای حرفهای شدن
عکاس قصه ما همچنان در مسیر عکاسی شدن قدم برمیداشت اما نه به صورت حرفهای، درست سال ۱۳۹۱ بود که با شرکت توی یک دوره عکاسی تونست عکاسی حرفهای رو شروع کنه مثل تمام عکاسهایی که در ابتدای راه عکاسی هستند اون هم اول از مناظر عکاسی میکرد ولی کمک کم به سراغ علاقه دیرین خودش رفت عکاسی پرتره یا به قول عام همون عکاسی از سوژه انسانی.
اما یک خلاء همیشه توی دنیای عکاسی اون وجود داشت اون دوست داشت لحظات خاص ناب و متفاوتی رو ماندگار کنه برای همین به مدت ۶ ماه نشست و تمام ژانرهای عکاسی رو بررسی کرد تست کرد و در نهایت تصمیم خودش رو گرفت و اون یک عکاس تخصصی کودک شد.
که اینجا می تونید اولین عکس کودک حرفه ای اون رو ببیند.
گفتن این جمله خالی از لطف نیست. که انتخاب عکاسی کودک عوامل دیگری هم غیر از علاقه داشت. یکی از عواملی که در انتخاب عکاسی کودک بی تاثیر نبود پتانسیل بالای درآمدزایی عکاسی کودک و از اونجایی که توی شهر اونا عکاس کودک وجود نداشت پس تصمیم گرفت برای اولین بار عکاسی تخصص راه اندازی کنه و اولین آتلیه تخصصی کودک رو راهاندازی کرد.
بال دوم پرواز
اما همه چیز به اینجا ختم نشد عکاس قصه ما عاشق یادگیری بود عاشق کسب درآمد از طریق علایقش بود، عاشق این بود که بتونه بهترین خدمات و بینظیرترین خدمات رو به مخاطبینش ارائه بده عاشق این بود و این عشق و علاقه شدید اون به عکاسی اون رو سمت یادگیری حرفهای عکاسی و در کنار اون یادگیری حرفهای بیزینس هدایت کرد عکاس قصه ما دائماً در حال آموزش دیدن بود چه در زمینه عکاسی و چه در زمینه بیزینس سال ۱۳۹۷ تحول بزرگی توی زندگی اون شکل گرفت و این تحول بزرگ شرکت در دوره بیزینس کوچینگ مربی مسیح جوادی بود
و بعد از اون تاریخ ذهنیت مهارت و عملکرد در عکاس ما به طور کلی تغییر کرد اون عکاسی رو به دید بیزینس کوچ نگاه میکرد یک بیزینس کوچ حرفهای و بینالمللی از سال ۹۷ تا سال ۱۴۰۰ عکاس قصه ما نزدیک به 20 کارآموز رو توی آتلیه خودش تربیت کر که از این 20 کارآموز ۹ نفر از اونها الان آتلیه خودشون رو دارند و تونستن درآمدهای خیلی خوبی را عکاسی کسب کند و این یک جرقه بسیار بزرگ در ذهن عکاس قصه ما بود
چرا هنرم روبه همه علاقمندان با عکاسی در سراسر ایران یاد ندم؟
جرقه بزرگ و این ایده ناب باعث شد باعث شکل گرفتن یک دوره آموزش آنلاین عکاسی به نام عکاسشو شد
که از طریق اون چند صد نفر از علاقمندان به عکاسی در ایران تونستن عکاسی رو یاد بگیرند و ازش کسب درآمد کنند
عکاس قصه ما اسمش محمد فواد شریفی هستش
کسی که عشق و علاقه و هنر عکاسی علم بیزینس با هم در هم آمیخته و یک مسیر بینظیر برای کسب در آمد بالا دست پیدا کنه مسیری که اون رو بدون هیچ کم و زیادی در اختیار مخاطبین دوره عکاسشو قرار داده

